توصیه های اخلاقی عرفانی  امام خمینی (قدس سره) 1 - فقرِ ذاتیِ تمام موجودات

جهان چه ازلی و ابدی باشد یا نه و چه سلسله های موجودات غیر متناهی باشد یا نه ، همه فقیرند ؛ چون هستی ، ذاتی آنان نیست .

اگر با احاطه ی عقلی جمیع سلسله های متناهی را بنگری ، آوای فقر ذاتی و احتیاج را در وجود کمال آن ها بالذّات موجود است و کمالات ذاتیِ آن است ، می شنوی و اگر به مخاطبه ی عقلی خطاب به سلسله های فقیرِ بالذات نمایی که : «ای موجود فقیر ! چه کسی قادر است رفع احتیاج شما را نماید؟» همه با زبان فطرت ، هم صدا فریاد می زنند که : «ما محتاجیم به موجودی که خود، همچون ما فقیر نباشد در هستی و کمال هستی »؛ و این فطرت نیز از خود آنان نیست:  ﴿ فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ آن فطرت الهی که مردم را بر آن آفرید ، آفرینش خدا را دگرگونی نیست . (روم/30)

فطرت توحید از خداوند است و مخلوقاتِ فقیرِ بالذّات فقیر و محتاجند، جز غنیِّ بالذّات و امکان ندارد چنین تبدیلی، وچون بالذّات فقیر و محتاجند، جز غنیِّ بالذّات کسی رفع فقر آنان را نخواهد کرد و این فقر که لازمِ ذاتی آنان است همیشگی است؛ چه این سلسله ابدی باشد یا نباشد،ازلی باشد یا نباشد و از هیچ کس جز او کارگشایی نخواهد شد و هر کس هر کمال و جمالی دارد از خود نیست بلکه جلوه ی کمال و جمال اوست: ﴿ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللّهَ رَمَى هنگامی که تو تیر افکندی ، نه تو بلکه خدا افکند (انفال/17). [او- جلّ و علا- ] در هر چیز و هر فعل و هر گفتار و کردار صادق است و هر کس این حقیقت را دریابد و ذوق کند، به کسی جز او دل نبندد و از کسی جز او حاجت نخواهد.

سعی کن در خلوت در این بارقه ی الهی فکر کنی و به طفل قلبت تلقین کن و تکرار کن تا به زبان آید و در مُلک و ملکوت وجودت این جلوه خود نمایی کند، و به غنیِّ مطلق بپیوند تا از هر کس جز او غنی شوی و از او توفیق وصول بخواه تا تو را از همه کس و خودی خودت بِبُرَد و تشریف حضور دهد و اذن دخول .


نظر بدهید

نوشته شده توسط سید عبدالهادی غفاری در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ساعت 9:1 موضوع اسوه ی حسنه ( سیره ی آفتاب ) | لینک ثابت