با وجود گرايش طبيعى انسان به زيبايى، پس چرا اظهار آن يا عشق ورزيدن به آن ممنوعيت دارد؟

اين سؤال درست به اين مى ماند كه كسى بگويد چرا من وقتى زيبايى يك گل را در پارك درك مى كنم، نمى توانم آنرا ببينم و به خانه ببرم.

اين درست است كه هر چيزى كه از تناسبى برخوردار است زيباست و احساس تحسين آدمى را برمى انگيزد. امّا استفاده از آن با اين اختيار وسيع آدمى نيز به هر شكل آزاد است؟ اين  هرج و مرج است و درست مخالف زيبايى. دين با صحه گذاشتن بر نيازهاى آدمى راه تأمين آنرا هم نشان داده و حدود را برابر انسان نهاده كه مساوى زيبايى هم هست. شهوات و اميال آدمى حدّ توقف ندارد. داستان حرمسراها و صدها همسر و بى بندوبارى جنسى غرب حاصل آزادى اميال سركش آدمى است. در حالى كه توجّه به جمال و زيبايى اشكالى ندارد مثل زمين و آسمان . مظاهر الهى، مى توان فرياد برآورد كه عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست. اما در مورد جاهايى كه فساد و عدم تناسب و زشتى آور است بايد تعديل را پذيرفت. و در مورد نياز به جنس مخالف و اظهار عشق به او، ازدواج بستر كاملى براى چنين احتياجى است. هنر و ابعاد گوناگون گفتارى (شعر) ادبيات و... جاى ابراز همين ادراكات است.


نظر بدهید

نوشته شده توسط سید عبدالهادی غفاری در پنج شنبه اول مهر 1389 ساعت 8:53 موضوع اخلاق جنسی | لینک ثابت